ميرزا خانلرخان

161

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

نهار خوردم رفتم حمام . ديدم سرد است . زود بيرون آمده به بازديد محمد على پيشكار جديد تربت رفتم . آنجا غلامى از مشهد آمد . جواب كاغذهاى هفتهء گذشتهء مرا از شاهزاده و مستشار آورد . زياد اظهار امتنان و التفات نوشته ، تأكيد در رفتن مشهد و بعد از آن روانه شدن به قاين كرده بودند . گفتم : بروند مال بنه بگيرند كه فردا برويم . آدمى هم از قاين آمد . كاغذى از امير قاين آورد اظهار اشتياق و انتظار و رفتن مرا به قاين نوشته بود . از آنجا ببازديد ميرزا محمد حسين مستوفى تربت رفتم . به او سپردم عمل پيشكار سابق را معين كند . تا مراجعت من از مشهد كه به قاين بروم ، به من بدهد . يك ساعت از شب گذشته به منزل برگشته ، مشغول كتاب تاريخ جهانگشا هستم . ديشب كه شب چهارشنبه بود ، خواب پريشان براى ميرزا محمود خان « 1 » ديدم كه خيلى ناخوش است . من به حالت او رقت دارم و او با من تضرع مىكند . خداوند بخير كند و سلامتش دارد . انشا اللّه خير است . روز پنجشنبهء بيست و هفتم . صبح برخاسته ، محصل بر سر ميرزا محمد حسين نيشابورى گذاشتم كه هفت تومان و چهار هزار از پول عبد الجواد عطار را بگيرند و مشغول تهيهء حركت شدم . ميرزا محمد على پيشكار را خواستم آمد . صورت جنس سيستان را گرفتم . قبل از ظهر منزل ملا عبد الجواد مجتهد رفته خداحافظ كرده ، برگشتم . خواهش كرد مسوده براى عريضهء جناب اجل اكرم و مستشار نوشته ، برايش فرستادم . وقت مغرب پول عبد الجواد را گرفته به او رد كرده و سوار شده به قريهء قندنشين منزل محمد خان سركرده رفتم . حكيم‌باشى هم به‌عنوان مشايعت آنجا آمد . شب را آنجا ماندم و صبح امروز كاغذى به مستشار و كاغذى به حاجى كاظم خان نوشته ، اعلام از حركت از تربت كردم .

--> ( 1 ) - ميرزا محمود خان مشاور الملك برادر كوچك ميرزا خانلر خان كه در اين سال كارپرداز طرابوزان بود .